از مهار آتش تا عشق به دوومیدانی با ورزشکار کرد زبان ایران

به گزارش وبلاگ 20 بکس، ورزشکار دوی صحرانوردی ایران می گوید آینده ورزشکاران حرفه ای معین نیست، به همین دلیل آتش نشانی را اولویت خود می داند.

از مهار آتش تا عشق به دوومیدانی با ورزشکار کرد زبان ایران

به گزارش وبلاگ 20 بکس، 15 سال پیش در آموزش و پرورش استعدادیابی می شود و با تشویق اطرافیان دوومیدانی را به عنوان ورزش حرفه ای خود دنبال می نماید. در مدت ورزش حرفه ای چندین مدال بین المللی کسب می نماید اما ورزش تنها کار او نیست؛ پنج سال پیش در تست آتش نشانی شرکت می نماید و به عنوان آتش نشان پتروشیمی کرمانشاه مشغول به کار می شود. ابراهیم همتی که انفجار و آتش سوزی بزرگ در پتروشیمی کرمانشاه را به عنوان یکی از خاطرات پررنگ خود بازگو می نماید، حاضر نیست شغل خود را رها کند. هر چند معتقد است این کار نسبت به دوومیدانی سخت تر است اما می گوید شرایط ورزشکاران ایران در حین و پس از دوره قهرمانی خیلی خوب نیست که احتیاج به منبع درآمد دیگری نداشته باشند.

این دونده با وبلاگ 20 بکس به گفت وگو نشست و از انتخاب دوومیدانی به عنوان ورزش حرفه ای خود، افتخارات، خواسته ها، خاطرات و در ادامه کار کردن در قامت یک آتش نشان صحبت کرد.

مشروح گفت وگوی همتی با وبلاگ 20 بکس را در ادامه می خوانید:

15 سال پیش دوومیدانی را آغاز کردم

حدود 15 سال پیش به وسیله آموزش و پرورش استعدادیابی شدم و در مسابقات دانش آموزشی شرکت کردم. در ادامه به اردوی تیم ملی دانش آموزی دعوت شدم و پس از تشویق اطرافیان کم کم در مسابقات نوجوانان و جوانان شرکت کردم و در جهت دوومیدانی قرار گرفتم.

در سطح ایران مقام های زیادی به دست آورده ام اما مقام چهارم جوانان آسیا، مدال برنز مسابقات داخل سالن قهرمانی آسیا بزرگسالان، دو برنز صحرانوردی قهرمانی آسیا در رده بزرگسالان و دو طلا و یک برنز بازی های دنیای کارگران را هم دارم.

کسب نمره قبولی در تست های آتش نشانی

در یک تست استخدامی برای آتش نشانی که حدود 5 سال پیش برگزارشد، شرکت کردم و با توجه به اینکه ورزشکار هستم با امتیاز عالی در آیتم های ورزشی قبول و به عنوان آتش کار در آتش نشانی پتروشیمی کرمانشاه استخدام شدم. الان حدود 5 سال است که مشغول به کار هستم و کار عملیاتی می کنم. بااینکه آتش نشان پتروشیمی هستم اما در مواقع اضطراری که استانداری و فرمانداری درخواست بدهند به عنوان نیروی یاریی به نیروی شهری هم یاری می کنیم.

دوومیدانی و آتش نشانی هر دو سخت هستند اما کار آتش نشانی با نجات جان آدم ها سروکار دارد به همین دلیل سخت تر از دویدن است. شاید دویدن را به عنوان یک تفریح و عشق انجام می دهیم اما آتش نشانی از نظر سختی، استرس و اهمیت از دوومیدانی سخت تر است.

خاطرات ماندگار

دو سال پیش و در زمانی که استراحت داشتم اتفاقی در پتروشمی افتاد. رئیسم به من زنگ زد و گفت تا دو دقیقه دیگر سر خیابان بروم. با ماشین شخصی دنبالمان آمدند و گفتند که پتروشیمی آتش گرفته است. سریع به موقعیت رفتم و دیدم که یکی از مخازن خیلی مهم پتروشیمی آتش گفته است. حدود 20 ماشین آتش نشانی از تمام مرکزهای کرمانشاه آمده بودند چون آتش خیلی عجیب و بزرگی بود. این اولین تجربه ام در مواجهه با چنین اتفاق بزرگی بود که خوشبختانه به بزرگترین و بهترین تجربه ام هم تبدیل شد. مهار آتش از ساعت 10 صبح آغاز شد و 6 بعد از ظهر به خاتمه رسید. وزیر نفت هم به پتروشیمی آمده بود. خوشبختانه آتش هم مهار شد و بعد از آن خیلی تقدیر شدیم. این اتفاق زمینه ای شد که مردم شهر به خوبی فهمیدند که آتش نشانی چیست و چقدر اهیمت دارد، در نتیجه صندلی آتش نشانی مهم تر شد.

شیرین ترین خاطره ام در دوومیدانی به مسابقات آسیایی صحرانوردی در بحرین برمی شود. من، آقای حسین کیهانی، صیادی و ابوترابی یک تیم بودیم و قرار بود امتیاز تیمی محاسبه شود. آقای کیهانی در کیلومتر پنج از مسابقه بیرون زد و رقابت سنگینی بین تیم ما و هند افتاد که خوشبختانه یک نفر از تیم هند هم از مسابقه بیرون رفت. هنگام محاسبه نتایج سه نفر دیگر، تیم ما امتیاز بیشتری گرفت و سوم شدیم. بعد از مسابقه آقای کیهانی از عملکرد خود خیلی ناراحت بود اما خوشبختانه برنز را گرفتیم. اکنون خیلی آقای کیهانی را نمی بینیم چون او در شهرستان سنقر زندگی می نماید. تلفنی با هم در ارتباط هستیم و دنبال کار استخدامی خود است. یکی از مشکلاتی که ورزشکاران بعد از دوره حرفه ای با آن درگیر می شوند این است که هیچ صندلی شغلی ندارند. آقای کیهانی هم با اینکه مدال های زیادی آورده هنوز درگیر استخدامش است.

آینده ورزشکاران معلوم نیست

دوومیدانی و آتش نشانی با هم وجه اشتراک دارند؛ آتش نشانی برگرفته از آمادگی جسمانی و توانایی بدن است و این توانایی در دوومیدانی هم اهمیت زیادی دارد. من به خاطر آمادگی جسمانی برای این شغل انتخاب شدم. با اینحال اگر این دو از نظر حقوقی شرایط یکسانی داشتند من باز هم آتش نشانی را انتخاب می کردم چون دوره قهرمانی محدود است و زود تمام می شود. با بینشی که نسبت به قهرمانان گذشته و شرایط زندگی شان دارم آدم باید به کارش بچسبد چون آینده یک ورزشکار اصلا معلوم نیست. اگر حمایت همه جانبه وجود داشت با عشقی که به ورزش دارم دوومیدانی را انتخاب می کردم.

مربی ام به تیم ملی دعوت نشد، من هم نرفتم

برای شرکت در اردوها و مسابقات از مرخصی هایم استفاده می کنم. درست است که در شرایط اردویی محدودیت پیش می آید اما شرکت من سالانه یک ماه مرخصی ورزشی می دهد که آن را برای اعزام ها می گذارم. برای حضور در مسابقات دیگری مثل قهرمانی باشگاه ها هم از مرخصی خودم استفاده می کنم. اردوی تیم صحرانوردی اکنون در شهرکرد آغاز شده است اما من به دلیل محدودیت شغلی و دعوت نشدن مربی ام بهروز خاکساری، در کرمانشاه به سر می برم و به تنهایی تمرین می کنم.

مربی من کاملا واجد شرایط دعوت شدن به اردو است چون شاگردش نفر اول صحرانوردی ایران است، سطح اول مربیگری دارد، قهرمان پیشکسوتان دنیا است، به زبان انگلیسی تسلط دارد و همه شرایط دعوت شدن را دارد اما نمی دانم برچه اساسی او را دعوت ننموده اند. من دعوت شده ام اما اگر بروم نمی دانم باید با برنامه چه کسی تمرین کنم. آقای معتمدی(سرپرست دبیری فدراسیون دوومیدانی) از دعوت نشدن سرمربی من ابراز بی خبری کرد اما از آقای عرب می پرسم که چگونه او را دعوت ننموده اند و من در اردو باید با چه کسی تمرین کنم؟

اردو دو هفته پیش آغاز شده است و من در شهر خودم هستم حتی کارهای مرخصی ام را انجام دادم اما وقتی این شرایط پیش آمد، نرفتم. با آقای سجاد مرادی صحبت نموده ام که نمی توانم در اردو باشم چون باید ببینم تکلیف مربی چه می شود. وقتی یک سال با برنامه یک فرد کار نموده ام، اگر اکنون در اردوی تیم ملی مطابق با برنامه مربی دیگری پیش بروم، بدنم به هم می ریزد.

فدراسیون فقط برای بعضی ورزشکاران برنامه دارد

دوومیدانی استان کرمانشاه از نظر مدیریت، رسیدگی و حمایت از ورزشکاران شرایط خوبی دارد اما امیدوارم هر چه زودتر تکلیف رئیس فدراسیون تعیین شود چون در دوره سرپرستی خیلی تکلیف اردو و برنامه ها تعیین نیست؛ اردوها معمولا برای دو سه نفر برگزار شده است و برنامه خاصی برای بقیه ورزشکاران وجود ندارد. آقا حسین کیهانی سال گذشته با ثبت رکورد خوب، طلای بازی های آسیایی را گرفت. او نشان داد که ورزشکاران استقامت ایران لیاقت دارند و می توانند در صورت فراهم بودن مربی، اردو و شرایط قابل قبول رکوردهای خوبی بزنند. اگر برنامه ریزی مناسبی وجود داشته باشد، شک نکنید که تعداد سهمیه ها و مدال ها بیشتر می شود.

هیچ کدام از ورزشکاران استقامت اکنون تحت نظر فدراسیون نیستند و فقط یک اردو برای حضور در مسابقات برون مرزی صحرانوردی در نظر گرفته اند که حالت عمومی دارد. این اردو بعد از مسابقات تمام می شود تا دو سال دیگر که باز هم مسابقه ای داشته باشیم. اگر شرایط با این روال پیش برود اصلا امکان کسب ورودی المپیک نداریم.

منبع: خبرگزاری ایسنا

به "از مهار آتش تا عشق به دوومیدانی با ورزشکار کرد زبان ایران" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "از مهار آتش تا عشق به دوومیدانی با ورزشکار کرد زبان ایران"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید